Showing posts with label Minimal. Show all posts
Showing posts with label Minimal. Show all posts

Sunday, March 15, 2009

داستان زندگی

وقتی قدرت عوض کردن شرایط زندگی رو نداریم بهترین کار اینه که یک فنجون قهوه درست کنیم و بر صندلی سینمای زندگی تکیه بزنیم و اتفاقات خوب و بد پیش رو را به نظاره بنشینیم و از اینکه این فیلم اینچنین واقعی و محسوس است و چنین پرقدرت ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، لذت ببریم!

Friday, January 30, 2009

آخرالزمان

دوره زمونه‌ی بدی شده... تا به هر چیزی و هر کسی فحش ندی، درست کار نمی‌کنه!

Thursday, January 1, 2009

سوختن

در آتش تب می‌سوزم و هذیان‌وار نام تو رو زمزمه می‌کنم...

Monday, October 20, 2008

مستخدم

از بازیهای روزگار همین بس که مستخدم شرکتمان شباهتی بی‌بدیل به آن دخترک بی‌وفا دارد!

Wednesday, August 27, 2008

غمینم

وقتی فیلمی می‌بینید و احساس می‌کنید خودتان بازیگر تک تک صحنه‌های آن بودید... ولی داستان شما، پایان دیگری داشت...

Monday, May 12, 2008

زیبارو

هرگاه حلقه‌ی زیبایی در دست زیبارویی می‌بینم، احساس می‌کنم حقی به حق‌داری رسیده است!

پ.ن.
عرض کردم احساس می‌کنم وگرنه خودم هم خیلی با این فلسفه موافق نیستم!

Saturday, May 10, 2008

دیده

دیده‌هایش دلتنگ بوسه‌هایم...
بوسه‌هایم دلتنگ دیده‌هایش...

پ.ن.
بنایی تموم نشده ولی کمابیش در صحنه حاضر خواهم بود!