Monday, September 1, 2008

آقای رئیس‌جمهور

مطلب قبلی رو که می‌نوشتم، ایمان داشتم که هرکس آن را بخواند، به‌روشنی متوجه خواهد شد که شبه‌طنزی است ساخته و پرداخته‌ی خودم. ولی اینطور که شواهد امر نشان می‌دهد، همه گمان بردند که این نقل قولی است از شخص شخیص الف.نون!
راستش اول خوشحال شدم که اینقدر نوشته‌ام طبیعی به نظر رسیده و به خودم آفرینکی گفتم! ولی بعد به این نتیجه رسیدم که "هنر" از من نبوده و این همه لطف جناب رئیس‌جمهور است که آنقدر ... و ... تشریف دارند که هر خزعبلی را می‌توان به ایشان نسبت داد و همه انتظارش را داشته باشند و باور کنند! (شما را کاری ندارم، ولی برای خودم متاسفم.) 

این پست در واقع اعترافی بود به "داستان" بودن مطلب قبلی! (شاید جهت ثبت در پرونده‌ی بنده!)
-
پ.ن.
اگر جناب رئیس‌جمهور چنین سخنرانی‌ای را قبل و یا پس از نگارش آن پست ایراد کرده‌اند و یا خواهند کرد، کلیه‌ی مسئولیتهای قانونی و غیرقانونی آن به عهده‌ی نامبرده بوده و هیچ ربطی به اینجانب ندارد! (شاید جهت ثبت در پرونده‌ی نامبرده!)

6 comments:

  1. واقعا هم خدا بود، مرسی به این روحیه طنازانه!

    ReplyDelete
  2. خیلی جالب بود دیگه چی داری از این دست؟
    :))

    ReplyDelete
  3. نکن پژ جان. خلق الله رو سر کار نگذار. آخر و عاقبت نداره. تو اون دنیا باید جواب بدی ها :d

    ReplyDelete
  4. با سلام
    لطفا به وبلاگ من سر بزنید.خوشحال میشم.
    اگر مایل به تبادل لینک بودید در قسمت نظرات وبلاگ من اعلام کنید.
    با تشکر
    http://www.rozaneh001.blogfa.com

    ReplyDelete